تبلیغات
ردپای خـــــ♥ــــدا

مرتبه
تاریخ : شنبه 30 آذر 1392

 

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند،

اى خواستنى ترین شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است.

 شب یلدا مبارک




طبقه بندی: مناسبتی، 
برچسب ها: شب یلدا،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 7 آذر 1392




گذشت یعنی چی؟!


یعنی دیروز یه اشتباهی در مورد تو صورت میگیره و تو واکنشی نشون نمیدی. امروز تو اشتباهی رو در مورد اون انجام میدی و اون واکنش نشون میده. تو میتونی اشتباه دیروزش رو به رخش بکشی تا این اشتباهت توجیه و کمرنگ بشه اما همچنان سکوت میکنیو بابت اشتباهت معذرت خواهی میکنی. ای بابا این که معناش خیلی به معنای عشق نزدیک شد.نکنه عشق یعنی همون گذشت؟!

نه! گذشت یعنی همون دوست داشتن. وقتی عاشقی تنها هدفت میشه بدست آوردن عشقت به هر قیمت. اما وقتی دوست میداری، تنها هدفت میشه خوشبختی و آرامش خاطر محبوب به هرقیمت.
نمیدونم ار زبون دکتر شریعتی بگم یا ...
......................
عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد

ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.
در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
معشوق نیز منفور میگردد
....................
دوست داشتن یعنی خودت رو در نظر نگیری و تنها نگرانی و دغدغت خوشبختی محبوب باشه.
دوست داشتن یعنی گذشت از خود ...

گمنام



طبقه بندی: دل نوشته،  سخنان خیلی کوتاه، 
برچسب ها: گذشت .، گذشت ؟ . گمنام . رد پای خدا،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1392




درد و دل یک چادر:

نام من چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است
روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم

شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیروداز کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدموقتی سیلی خورد ، در صورتش بودم ، وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد ، خونی شدمخوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد
و شما با من چه کردید ؟؟؟ شما کار را به جایی رساندید که میخواهند مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده

از شماست که برماست .....


Friends Circleآخرین گرگ گله را همان آهویی خورد که گرگ بخاطر چشمانش گیاه خوار شده بود!


Friends Circleاز شمع یک چیز اموختم ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم


Friends Circleگاهی باید لبخند بزنی و رد شوی. . . "بگذار فکر کنند نفهمیدی"




Friends Circleالله تویی و ز دلم آگاه تویی / درمانده منم دلیل هرراه تویی

گرمورچه ای دم زند اندر ته چاه / آگه زِ دَمِ مورچه و چاه تویی


Friends Circleخنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من.... ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت


پ. ن : این ادرس وب داداش کوچولومه خوشحال میشم سر بزنید بهش :)


زیر آسمان خــــღ ـــدا





طبقه بندی: مناسبتی،  دل نوشته،  مذهبی،  حجاب، 
برچسب ها: فاطمه . محرم . چادر . خدا،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392

 

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود...
عروسک وقمقه اش را محکم زیر بغل میگیرد....
شِمر،را با هیبتی خشن،همانطور که دور امام حسین (علیه اسلام) می چرخد ونعره می زند،از گوشه چشم دخترک را می پاید...
او با قدم های کوچکش از پله های تعزیه بالا می رود.....
از مقابل شمر میگذر...
مقابل امام حسین(علیه السلام) می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند...
قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد...مقابل او میگیرد.!
شمشیر از دست شمر می افتد...و رجز خوانی اش قطع میشود....
دخترک میگوید:"بخور،برا تو آوردم"و برمیگردد،روبه روی شمر که حالا دیگر بر زمین زانو زده می ایستد...
مردمک های دخترک زیر لایه ی براق اشک می لرزد...
توی چشم های شمر نگاه میکند و با بغض میگوید:"بـــابـــای بــــد!"
نگاه شمر از چانه ی لرزان دخترک میگذردو روی زمین می ماند....
او نمی بیند که دخترک چگونه با غیظ از پلهای سکو پایین میرود......!
"السلام علی ذبیح العطشان ...
.
23 روز تا محرم...

.
.
.

دلتون شکست التماس دعا


دوبــــاره بــــایــــد ازیــنـجـــــــا بـــه جـــــاده زل بـــزنــم هـــمــان حــکــایــتــــ جـــــامـــانــده هـــــا و راهـــــی هــــــا


میان سجده سبز سحرگاهان، اگر بر خاطرت رد شد خیال من، دعایم کن…


دردهایت را دورت نچین که دیوار شوند،زیر پایت بگذار تا پله شوند...


باور کنیم ریشوهای با ریشه با پرِ پرواز به دنیا نیامدند! آنها هم مثل ما زمینی بودند؛ ارزش کارشان در اینجا بود که از همین خاک به افلاک رسیدند...



خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من.......ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

طنز نوشت
:

مدیر مدرسه:امیر؟؟

واسه چی شلوارجین پوشیدی؟؟
از نمره انضباطت كم كنم؟؟
دانش اموز:آقا هدف ما زدن مشتی محكم بر دهان استكبار جهانی و نتانیابوی ملعون بوده.ما رو از نمره انضباط نترسون.ما دربرابر ظلم تا آخر ایستاده ایم

هیچی دیگه مدیره هم اشك در چشماش حلقه زد و دانش آموز رو می دید كه داره توی افق محو میشه


تسلیت نوشت :


تسلیت باد شهادت جان گداز بنیان گذار نهضت علمی علوی

و شکافنده علوم الهی، حضرت امام محمد باقر علیه السلام . . .










طبقه بندی: مذهبی،  مناسبتی،  سخنان خیلی کوتاه،  دل نوشته، 
برچسب ها: شهادت اماممحمد باقر. عاشورا . محرم . خدا،
ارسال توسط مریم آهنگری

 

روز مانده تا با کاروان حسینی همراه شویم34...

آری 34 روز مانده به لباس مشکی..34 روز مانده به ناله و آشک و آه، اشک هایی که سرمایه ی زندگیمان است... اشک هایی که گرچه اندک و ناچیز باشد اما همان اندک اشک است که تمامی گناهانمان را محو می کند ولو به اندازه بال مگسی باشد...

آری سی و چهار  روز مانده به روضه ی مسلم،روضه ی کاروان حسینی،ناله های رقیه،رشادت محمد و عون، یتیمی دوباره ی عبدالله، شیرینی شهادت قاسم، حنجر خشکیده اصغر(ع) ، اربن اربا شدن علی اکبر(ع) ،  سی و چهار روزمانده به شکافته شدن فرق مبارک عباس(ع) آن هم با عمود آهنین...

وسی و چهار  روز مانده...
سی وچهار   روز مانده...

  سی و چهار روز مانده...
به...
قتلگاه
و امان از دل زینب(س)
اگر گوش دل سپاریم ناله های بانوی دو عالم را می شنویم...
به اذن بانوی دو عالم بسم الله...
  سی و چهار روز با کاروان حسین تا محرم همراه شویم

 




 

حجاب نوشت :


 

امروز شیطان شدی ،
چشم های پسران را؛
فردایی زود ،شیطان می شوند هزاران چشم ...
دل همسرت را؛
حواست باشد بانو!

چیزی که عوض دارد گله ندارد!




برچسب ها: محرم . عاشورا و 34 روز . حجاب .،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 مهر 1392
«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»





غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی بن ابی طالب را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذی‌الحجه، سال‌روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.

محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابی‌طالب را به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر می‌باشد. گرچه در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دوستی با او رامی‌دانند و اظهار خواسته اش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خوانده اش جانشین او در مسئولیت‌های خانوادگی اش پس از مرگ شود.

«غدیر خم» نام ناحیه‌ای در میان مکه و مدینه است که بر سر راه حاجیان قرار دارد و به خاطر وجود برکه‌ای در این محل که در آن آب باران جمع می‎شده‌است، به این نام شهرت یافته‌است. غدیر در ۳-۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقات‌های پنجگانه‌است. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود. غدیر خم به‌سبب وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود؛ اما گرمایی طاقت‌فرسا داشت.




طبقه بندی: مذهبی،  مناسبتی،  خدا، 
برچسب ها: غدیرخم . حضرت علی. مسابقه غدیرخم،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392




با تو ام خودشیفته

برادر شهیدم سینه اش را سپر کرد تا تو در امان باشی

و تو سینه ات را مقابل دشمن برهنه کردی تا خون پاکش را لگد مال کنی .




اومد کنارم نشست و گفت: آقا یه خاطره برات تعریف کنم؟گفتم: بفرمایید
عکس یه جوون بهش نشون داد و گفت: اسمش عبدالمطلب اکبری بود
زمان جنگ توی محله ی ما مکانیکی می کرد و چون کر و لال بود ، خیلی ها مسخره اش می کردند
یه روز با عبدالمطلب رفتیم سر قبر پسر عموی شهیدش " غلامرضا اکبری "
عبدالمطلب کنار قبر پسر عموش با انگشت یه چارچوب قبر کشید و توش نوشت " شهید عبدالمطلب اکبری "
ما تا این کارش رو دیدیم زدیم زیر خنده و شروع کردیم به مسخره کردن
عبدالمطلب هم وقتی دید مسخره اش می کنیم و بهش می خندیم ، بنده خدا هیچی نگفت
فقط یه نگاهی به سنگ قبر کرد و با دست، نوشته‌اش رو پاک کرد.
بعد سرش رو انداخت پائین و آروم از کنارمون پاشد و رفت...
فردای اون روز عازم جبهه شد و دیگه ندیدیمش
.
.
.
.
.
10 روز بعد شهید شد و پیکرش رو آوردند
جالب اینجا بود که دقیقا همونجایی دفن شد که برای ما با دست قبر خودش رو کشیده بود و مسخرش کردیم
وصیت نامه اش کوتاه بود اما سوزناک
نوشته بود:
" بسم الله الرحمن الرحیم "
یک عمر هر چی گفتم به من می‌خندیدند...
یک عمر هر چی می‌خواستم به مردم محبت کنم ، فکر کردند من آدم نیستم و مسخره‌ام کردند...
یک عمر هرچی جدی گفتم شوخی گرفتند، یک عمر کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم ، خیلی تنها بودم.
اما مردم! حالا که ما رفتیم بدونید، هر روز با آقام امام زمان عج حرف می‌زدم ...

آقا خودش بهم گفت: تو شهید میشی. جای قبرم رو هم بهم نشون داد...





طبقه بندی: حضرت مهدی،  ادبی،  مذهبی،  خدا، 
برچسب ها: انتخاب عنوان با شما . حضرت مهدی شهادت . خدا،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392

در بند هواییم، یا ضامن آهو!

در فتنه رهاییم، یا ضامن آهو!

بی تاب و شکیبیم، تنها و غریبیم

بی سقف و سراییم، یا ضامن آهو!

 

من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن تو آویخت. همان آهویم که غریبانه نگاهش را به

دستان اجابت تو دوخت، همان آهویم که هنوز هم ضمانت بی­دریغ تو را فخر می­کند. نشانی ساده تو از خاطر هیچ کس

نمی­رود؛ وقتی خورشید، خانه زاد شماست و باران، پاداش دست بر آسمان بردنتان؛ وقتی ابرها سایه سار شمایند و شما

سایه­ بان خاک تا افلاک. و من هنوز آه می­کشم و هنوز چرخ می خورم و هنوز چشمم به گنبد و گلدسته­هاست و هنوز

توضامن تمام آهوان غریبی..........



 گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت! تا بدانند اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای….!


  تو با من باش.. من دست همه ی اتفاق ها را میگیرم که نیفتند...


 ♠ ببخش باران ببخش که تو میباری و ما شسته نمیشویم... ♠


گاهی آدم دلش میخواهدکفش هاش رادربیاورد ویواشکی نوک پا،نوک پا ازخودش دورشود دور دور






طبقه بندی: مذهبی،  مناسبتی،  سخنان خیلی کوتاه،  دل نوشته، 
برچسب ها: ولادت امام رضا . چت روم . شبستر . سیس،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 شهریور 1392

 


اى دختر و خواهر ولایت / آیینه مادر ولایت

بر ارض و سما ملیکه در قم / آرام دل امام هفتم

معصومه به کتیبه و به عصمت / افتاده به خاک پایت عفت
گفتند و شنیده اند ز آغاز / کز قم به جنان درى شود باز

حاجت نبود مرا برآن در / قم باشدم از بهشت بهتر

قم قبله خازن بهشت است / این جا سخن از بهشت، زشت است . . .



روز دخ
ـتـر مـباـررکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




طبقه بندی: مناسبتی، 
برچسب ها: روز دختر . تبریک،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1392

 شیعیان رهبر ما را کشتند، صادق آل عبا را کشتند

 
نور چشم علی و فاطمه را، وارث کرب و بلا را کشتند 



امام صادق علیه السلام:

کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند،

با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.

 





خدایا ازتو معجزه ای میخواهم معجزه ای بزرگ درحد خدا بودنت.... تو خود بهتر میدانی معجزه ای که اشک شوقم را جاری

کند…نامید نیستم فقط دلتنگم!



خدایا من حواسم به همه هست به جز تو

پس تو هم حق داری، حواست به همه باشه به جز من




میخندم تا خندیدن یادم نرود..خدا را چه دیدی..شاید روزی واقعا خندیدم!



خدایا... دلم زنگ تفریح میخواهــــــ✿ـــد... باور کن خسته شده امــــــــــ از این کلاس رقصیدن به ساز دنیــــــــــــا





طبقه بندی: مذهبی،  خدا،  مناسبتی، 
برچسب ها: شهادت . امام جعفر صادق . خدا،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 5 شهریور 1392

امام علی علیه السلام فرمود: «پوشیدگی زن برای او بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می سازد».
غررالحکم، فصل ۴۴، حرف صاد، حدیث 10






ساپورتت تو را ساپورت نمی کند! بانوی شهر من

بعید می دانم مقابل نگاه مردم شهر و میان کوچه و بازار و محله‌هایش

کسی با پوشیدن «ساپورت» در روز رستاخیز نیز «support» شود!!! ...


انتخاب با تو است!!!! ...

سعادت مردان و زنان در اطاعت از دستورهای پروردگار مهربان است

اگر زیبایی و جمال، نعمت خداست، شكرانه‌ی آن هم عفاف و پاك‌دامنی است.

كسانی كه به خاطر زیبایی رخسار و دلفریبی اندام به گناه می‌افتند، یا دیگران را به گناه می‌اندازند، حق این نعمت را ادا نكرده‌اند.

جمال، هرگز مجوز ارتكاب گناه و افتادن به دام و دامن آلودگی و افكندن دیگران به باتلاق فساد نمی‌شود.

روزی از این نعمت سؤال خواهد شد و حسرت برای آنان است كه از این راه به دوزخ بروند.




كنار تو در باران قدم می زنم"چتــــر" برای چه؟!خیـــــال كه خیس نمی شود ...........


ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﺎ ﻛﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩﺕ، ﺟﺎﻱﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﺭﻭﺧﺮﺍﺏ ﻧﻜﻦ ...

زیادی صاف بودم..یادم نبود آدما تو جاده های صاف بیشتر لایی میکشن..!

قدیما میگفتن: خواهرم حجابت برادرم نگاهت
الان باید بگی برادرم حجابت! خواهرم نگاهت!!


عطرهای گرانقیمت را بی خیال،آدمها باید بوی اعتماد بدهند.


پ.ن : اول بگم درسته من تو این وبلاگ بیشتر از چادر مینویسم
ی جورایی چادر رو دوس دارم ولی خودم چادری نیستم
من نمیگم ک فقط چادر حجاب ن بعضی افراد مانتویی هم هستن ک حجابشون خیلی خوب و عالیه
من میگم چادر چون بهترین حجاب چون یادگارحضرت فاطمس
 ادمای چادری فرشتن البته من میگم ادما چون بعضی ها هستن ک هم چادر سرشون میکنن و هم شراره های اتش  از زیر چادر کلی میریزه بیرون من ب اینا نمگیم فرشته ن ! ب اونایی فرشته میگم مثل حضرت فاطمه و زینب بودن و هستن ...
 






طبقه بندی: حجاب،  ادبی،  مذهبی،  خدا، 
برچسب ها: خدا . حجاب . ساپورت . قیامت . جهنم .،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392

ـمرگ من روزی فرا خواهد رسید ـ
ـروزی از این تلخ و شیرین روزها ـ
ـروز پوچی همچو روزان دگر ـ
ـسایه ای ز امروزها ، دیروزها !ـ





پســــــرم !!!

بدان تو برای آخــــــــــــرت آفریده شده ای ، نه برای دنــــــــــــــــــــیا


برای فنا نه بقای در این جهان *** برای مرگ نه برای زندگی ابدی


و بدان که تو در منزلی قرار داری که هر آن ممکن است از آن کوچ کنی در منزلی که باید زاد و توشه آن برگیری


تو در جاده آخــــــــــــــــــــــــــرتـــی



تو طرید مرگی ؛ همان مرگی که هرگز فرارکننده ی از آن نجات نمی یابد . و از دست جوینده اش بیرون نمی رود. و سرانجام او را می گیرد.


بنابراین از مرگ بر حذر باش ؛ نکند زمانی تو را به چنگ آورد که در حال گنـــــــــــاه باشی


و تو پیشتر با خود می گفتی که از این حال گناه توبــــــه خواهی کرد اما مـــــــــــرگ میان تو و توبه ات حائل می گردد و این جا است که تو خویشتن را به هلاکت انداخته ای


بخشی ازنامه ی 31 نهج البلاغــــــــــــــــــــــــــــه....زیباترین مضامین عرفانی اخلاقی برای زندگـــــــــــــــی وبندگــــــــــــــــی







دل نوشته :   سلام امید وارم حالتون خوب باشه

نمیخاستم بروز کنم ولی از دست بعضی ادما بد جور دلخور و عصبانی بودم !

ک گفتم این جا بگم حرفامو بد نیس !
بعضیا هستن که میان کامنت میدن و نویسنده رو مسخره میکنن و ب خاطر این ک این وبلاگ درست کرده ( عقده ای ) خطابش میکنن
باشه من ب خاطر توهینش ازش گذشتم
ولی اون چ حقی داره بگه ک تو این وبلاگ درست کردی تا از این مطالب بزاری و نشون بدی دختر خوبی هستی ؟؟!!
هه مگه غیر این ک دختر خوبی هستم هه
من برا ساختن این وبلاگ کلی زحمت کشیدم و ی هدف بزرگی دارم از درست کردن این وبلاگ
ک اون هدف رو هم  خودم و خداام میدونیم همین بس !
لزومی نمی بینم ک شما در این جهت برا وبلاگم نظر بدین !
و این ک من ازتون نخاستم ب  وبلاگم سر بزنین اگه ددوست نداشتین اصلا سر نزنین این طوری من هم راضی ترم
گفتم ک از دستتون خیلی عصبانی و دلخور هستم و فقط فقط سپردمتون ب خدا !




+به خاطر بسپاریم که ،همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است ؛آرام، بی صدا، همیشگی ...



طبقه بندی: اتفاقات شخصی،  مذهبی،  خدا،  سخنان خیلی کوتاه،  دل نوشته، 
برچسب ها: خدا . قیامت . دنیا . اخرت،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .





همت همت مجنون
حاجی صدای منو میشنوید 
همت همت مجنون 
مجنون جان به گوشم
حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر 
محاصره تنگ تر شده ...
اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی....
خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ....
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند....
خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره ...
عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده ...
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان
فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم باشیم ....
حاجی اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشامتونو اذیت نکنه
ولی کو اخوی گوش شنوا...
حاجی برادرامونم اوضاعشون خرابه.......
همش می گیم برادر نگاهت برادر نگاهت ....
حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه  
کمک می خوایم حاجی .......
به بچه های اونجا بگو کمکــــــــــــــــــــــــــــــ برسونند


داری صدا رو.......
همت همت مجنون.......



 
بــ ـی هـَــوا رَفـتــی بــی نـفـس مـــانــدَم .!


  دلم..آسمان جمعه است، می گیرد و نمی بارد!


  سر به هـــــــــــــوا نیستم!اما همیشه چشم به آسمان دارم...حس عجیبیست، دیدن همان آسمانی که، شاید تو چند لحظه
 
پیش به آن خیره شده باشی...!


  دارم از تــو حــرف می زنــم..امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد..ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو،به نوشتــــه هــایم رنــگ
 
می دهــد...شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــن پریشــــانش…


فراموش کردنت کار آسانی است ! کافی است دراز بکشم ، چشمهایم را ببندم و نفس نکشم !




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: شهدا . شهیدان . گمنام .همت، شهیدان . گمنام . همت . نگاه،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (۱)


http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/monasebat/ghadr/kamel/06.jpg


خدایا چه می شود ما را این شب، پر از رحمت و برکت، اما رسم مجنون شدن را نمی داینم، نمی دانیم که اگر لیلای عالم کاسه گدایی تو را

می شکند . تو را دوست دارد و در انتظار یک نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویی که خسته عالم دنیایی، خسته بندگی تن شده ای . چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم است با زبان اشک بیارازی با زبانی که تحفه قدح بار است، با زبانی که کیمیای جلای دل است . آن محبوبه ای که شنزار گونه های عاشقان را آبیاری می کند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند .

شبنمی که اگر لیلای مجنون، گوشه چشمی (نیم نگاهی) بر آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده می شود . آری باید این اشک ها را تحفه قدم او کرد .

لطیفا! حال که در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده ای و حال که من ناچیز قلب رمضان را که با شستن خون در رگها جاری می کند در آغوش خود می فشارم . چگونه می شود این عاشقی که در دام بلای دوست گرفتار است به خود واگذاری؟

چگونه می شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم . . .

چگونه؟ !

ای الهه ناز! با همه نیاز، به درگاه تو آمده ام تا قلم عفو بر در دریای گناهانم بکشی که که با دیدگانی پاک به زیارت آقا حجة بن الحسن (عج) برسم .

ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمده ام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم که مگر سالک راه تو شوم . ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمده ام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق ناله های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم .

آمین یا رب العالمین


+
در مراسم احیایش كه حاضر می شوی خودش هزار نعمت است؛

معلوم می شود لیاقتش را داشته ای،راهت داده اند...می توانستند مثل خیلی های دیگر پست بزنند...
خیلی های دیگر هستند كه در همان شبی كه تو با خدای خودت راز و نیاز می كنی مشغول گناهند...

معلوم می شود لیاقتش را داشته ای.قدر خوردت را بدان؛هركسی لایق شب قدر نمی شود...


+
آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است

یاد آر که محتاج دعایت هستم . . .


پ. ن : امروز 15 مرداد روزی ک ب دنیا اووومدمممم تولدم مبارکککککککککک




طبقه بندی: مذهبی،  خدا،  مناسبتی، 
برچسب ها: شب قدر .خدا . احیا،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392

خدایا بفهمانم که بی تو چه میشوم اما نشانم نده ...


هم بفهمانم هم نشانم بده من با تو چه خواهم شد .




تصویری داشتم خیال کردم که در ساحل دریا با خدا قدم میزنم



در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم همه جا دو ردپا



یکی از آن من و دیگری جای پای خدا



وقتی در آخرین تصویر زندگیم به روی شنها نگاه کردم



دیدم که گاهی فقط
یک رد پا می بینم



دریافتم که اینها در سخت ترین مواقع زندگیم بوده است



از خدا پرسیدم



خدایا فرمودی که اگر به تو ایمان آورم هرگز تنهایم نخواهی گذاشت



پس چرا در سخت ترین مواقع زندگی رد پایی از تو نمی بینم

فرمود ای بنده من



تو را دوست دارم و هرگز تنهایت نگذاشته و نخواهم گذاشت



اگر در سخت ترین اوقات فقط یک رد پا می بینی



آن رد پای من است که تو را به دوش کشیدم




+دنـــیـا مـشــــــتــش را بــاز کــرد،

شـــــــهــــدا " گــــل " بــودنـــد و مــا " پــــــــوچ "؛

خـــدا آنــهــا را بـــــرد و زمـــان مــــــا را . . .


+فقط برای خودم هستم " مـــن...! "
نه زیبایم و نه مهربـــان و نه محتــــــاج نگاهی...!
برای تو که صورتــ ـــهای رنگ شده را می پرستـــی٬نه سیرتــــــ آدمها را
هیــــــچ ندارمــــــ...
راهت را بگیر و برو....................
حوالی من٬ توقفـــ ممنـــــــــوع استـــ...

+شهدا دست ماروهم بگیرید...

+ماه رحمت، سفره اش گسترده شد
زنده از فیضش جهان مرده شد
آسمان پر گشته از شادی و شور
آمده از لطف حق میلاد نور
*ولادت باسعادت ماه تابان ماه خدا، امام حسن مجتبی مبارک*


شرمنده ایم.
      بقیه درادامه مطلب






ادامه مطلب
طبقه بندی: دل نوشته،  سخنان خیلی کوتاه،  مذهبی،  خدا،  حجاب، 
برچسب ها: رد پای خـــــدا. غیرت.شهدا. شید.گمنام،
ارسال توسط مریم آهنگری
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ