تبلیغات
ردپای خـــــ♥ــــدا - اینکه زن باشی و....

مرتبه
تاریخ : جمعه 17 آذر 1391

 


بسم الله الرحمن الرحیم

اینکه زن باشی و...

[تصویر:  siMS6c_535.jpg]

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری،
ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد؛

اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی،
ولی آن را بپوشانی و پنها
ن کنی؛ اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی،
ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی؛

اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید،
ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی؛

اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی،
ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی؛

اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو
در پوشش بودن های تو
خریداری و خواستگاری وجود نداشته باشد؛

اینکه جوری حرف بزنی، قدم برداری و پوشش داشته باشی که
همکارت، استادت، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد؛اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود؛
همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید خدایا:

«دختران امت پدرم، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند،
ولی برای ر
ضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند
پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن!

طوری که هیچ چشم و ابرویی،
ناز و کرشمه ای،
پول و مکنتی
نتواند جایگزین آن شود! »



 
دو تادختر با مانتوی نازک و تنگ و آستین کوتاه اومدن پیش یه دختر چادری و محجبه ای که صورتش رو با گوشه ی چادر پوشانده بود . بهش گفتند : واااااای تو این گرما داریم تلف میشیم تو گرمت نمیشه با این وضعیتت ؟؟

دختره برگشت و با تبسمی گفت : طاقت گرمای آفتاب رو ندارید از کجا انتظار دارید من به آتش جهنم طاقت داشته باشم و این پوشش رو انتخاب نکنم؟









طبقه بندی: حجاب، 
برچسب ها: حجاب،
ارسال توسط مریم آهنگری
نمایش نظرات 1 تا 30
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ