تبلیغات
ردپای خـــــ♥ــــدا - مطالب دی 1393

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 17 دی 1393



بادکنک من کجاست؟؟ 

سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد

و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند. 

سخنران بادکنک‌ها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد. سپس از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند

و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند.

همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد می‌کردند

و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حد نداشت.

مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد.

بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است.

در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.

سخنران ادامه داده گفت:

«همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و سراسیمه در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید.»





طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: بادکنک . سعادت،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : جمعه 5 دی 1393
دیـگـرشـدہ ام دچــار وسـواس”بیــا” !

 بد جور بــہ عصـرجـمـعـہ حـسـاس”بـیا”

یـٰا صـٰاحِـبـَـ الـزَّمـــٰانْ. . . 

فَـقـیرِ گـوشــہ نِـشـینِ مَحـبّتَـت هَستَم ، 

بـسـاز بـا دلِ آنڪــــہ فَـقَـط (تـــــو ) را دارَد. . . 

اَلـلّهُمَّ عَــجِّــل لِـوَلـیِّـڪَـــــــــ الـفَـرَج 




طبقه بندی: حضرت مهدی، 
ارسال توسط مریم آهنگری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ