تبلیغات
ردپای خـــــ♥ــــدا - مطالب اتفاقات شخصی

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392

ـمرگ من روزی فرا خواهد رسید ـ
ـروزی از این تلخ و شیرین روزها ـ
ـروز پوچی همچو روزان دگر ـ
ـسایه ای ز امروزها ، دیروزها !ـ





پســــــرم !!!

بدان تو برای آخــــــــــــرت آفریده شده ای ، نه برای دنــــــــــــــــــــیا


برای فنا نه بقای در این جهان *** برای مرگ نه برای زندگی ابدی


و بدان که تو در منزلی قرار داری که هر آن ممکن است از آن کوچ کنی در منزلی که باید زاد و توشه آن برگیری


تو در جاده آخــــــــــــــــــــــــــرتـــی



تو طرید مرگی ؛ همان مرگی که هرگز فرارکننده ی از آن نجات نمی یابد . و از دست جوینده اش بیرون نمی رود. و سرانجام او را می گیرد.


بنابراین از مرگ بر حذر باش ؛ نکند زمانی تو را به چنگ آورد که در حال گنـــــــــــاه باشی


و تو پیشتر با خود می گفتی که از این حال گناه توبــــــه خواهی کرد اما مـــــــــــرگ میان تو و توبه ات حائل می گردد و این جا است که تو خویشتن را به هلاکت انداخته ای


بخشی ازنامه ی 31 نهج البلاغــــــــــــــــــــــــــــه....زیباترین مضامین عرفانی اخلاقی برای زندگـــــــــــــــی وبندگــــــــــــــــی







دل نوشته :   سلام امید وارم حالتون خوب باشه

نمیخاستم بروز کنم ولی از دست بعضی ادما بد جور دلخور و عصبانی بودم !

ک گفتم این جا بگم حرفامو بد نیس !
بعضیا هستن که میان کامنت میدن و نویسنده رو مسخره میکنن و ب خاطر این ک این وبلاگ درست کرده ( عقده ای ) خطابش میکنن
باشه من ب خاطر توهینش ازش گذشتم
ولی اون چ حقی داره بگه ک تو این وبلاگ درست کردی تا از این مطالب بزاری و نشون بدی دختر خوبی هستی ؟؟!!
هه مگه غیر این ک دختر خوبی هستم هه
من برا ساختن این وبلاگ کلی زحمت کشیدم و ی هدف بزرگی دارم از درست کردن این وبلاگ
ک اون هدف رو هم  خودم و خداام میدونیم همین بس !
لزومی نمی بینم ک شما در این جهت برا وبلاگم نظر بدین !
و این ک من ازتون نخاستم ب  وبلاگم سر بزنین اگه ددوست نداشتین اصلا سر نزنین این طوری من هم راضی ترم
گفتم ک از دستتون خیلی عصبانی و دلخور هستم و فقط فقط سپردمتون ب خدا !




+به خاطر بسپاریم که ،همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است ؛آرام، بی صدا، همیشگی ...



طبقه بندی: اتفاقات شخصی،  مذهبی،  خدا،  سخنان خیلی کوتاه،  دل نوشته، 
برچسب ها: خدا . قیامت . دنیا . اخرت،
ارسال توسط مریم آهنگری
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391


سلام بچه ها خوبین

من خوب نیستم
 
 نمی دونم چرا

ولی خیلی دلخورم از دست خدا .. خیلی


وی گله ای دارم از بزرگان کشور

نمی دونم چرا اقای خامنه ای بعد س روز ک از زلزله گذشت تسلیت گفتن

مگه مردم اذربایجان چیکار کردن


غیر از این ک گفتن هیچ وقت از ایشون جدا نمیشن همیشه کمکشون میکنن

تعداد کشته ها خیلی بالاس خیلی

حتی چند روستا هم نا پدید شده کلا نیست

من  اینارو میگم از خودم نمیگم از یک منبع معتبر

و اینکه کلی دوست واشنا تو ورزقان دارم

مردم اذربایجان تسلیت میگم


و در اخر در مورد مطلب بالا  ما بد میکنیم  میگیم

اذربایجان جانباز خامنه ای دن آیرلماز

زیاد کشش بدم فیلتر میشم

رفته بودیم ورقان دو روز پیش البته من نه بابا ابجیم من نبردن غالم گذاشتن

بگذریم


کلی عکس گرفتن  ک عکسا رو میذارم ادامه مطلب ببینید

و اینکه

میخاستم از ی ادمای دیگه ای گله کنم

ک ب خونشون هیچ اسیبی نرسیده و همه چی دارن

از این کمکها ی مردم سوع استفاده میکنن واقعا براشون متاسفم


ی روستاهایی بود ک رفته بودن ک فقط بهشون چادر داده بودن هیچی ن غذایی ن ابی

هر کس ماشین داشت خودش میرفت میاورد اب معدنی و غدا ولی اونی ک نداشت باید چیکار کنه

هیچی بی اب غذا میموند

هیچی با عدالت نیست


اینایی ک همش تو تی وی نشون میدن همش فیلمه واقعیت نیست


واقعا براشون متاسفم




قسمتی از تنم ....
وطنم ...
لرزید..
ایرانم...
مرد ...
اذرم ب خون نشستـــ.....
اذرم ب خون تپید ....



و در اخر عید سعید فطر ب همتون تبریک میگم





عیدتون مبارک


ادامه مطلب یادتون نره عکس

برای دیدن بقیه لطفا" به ادامه مطلب بروید..


دوستون دارم فعلا بای





ادامه مطلب
طبقه بندی: دل نوشته،  اتفاقات شخصی، 
ارسال توسط مریم آهنگری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ